الشيخ عباس القمي

229

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

كه خواهيد برويد . اهل بيتش عرض كردند : براى چه اين كار بكنيم ، آيا براى اينكه بعد از تو زندگى كنيم ؟ خداوند هرگز نگذارد كه ما اين كار نا شايسته را ديدار كنيم و اصحاب نيز هر يك به اين نحو كلماتى گفتند و شهادت در خدمت آن حضرت را بر زندگى دنيا اختيار نمودند . « 1 » از جناب على بن الحسين عليه السلام روايت است كه فرمود : در آن شبى كه پدرم در صباح آن شهيد شد من به حالت مرض نشسته بودم و عمه‌ام زينب پرستارى من مىكرد كه ناگاه ديدم پدرم كناره گرفت و به خيمهء خود رفت . و با آن جناب بود ، جون آزاد كردهء ابوذر ، شمشير آن جناب را اصلاح مىنمود . پدرم مىگفت : يادَهرُ أفٍّ لَك مِن خَليل إلخ . و اين ابيات را دو دفعه يا سه مرتبه انشاد فرمود و من حفظ كردم . پس چون دانستم كه از خواندن آنها چه اراده كرده ، گريه گلويم را گرفت ، بر آن صبر نمودم و اظهار جزع ننمودم و ليكن عمّه‌ام زينب چون اين كلمات را بشنيد خويشتن دارى نتوانست كرد ؛ چه زن‌ها را حالت رقّت و جزع بيشتر است . پس برخاست و بىخودانه با سر و پاى برهنه به جانب آن حضرت شتافت و گفت : اى كاش مرگ مرا نابود ساختى و اين زندگى از من برداشتى . اين وقت زمانى را ماند كه مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن از دنيا رفته ، چه اى برادر ! تو جانشين گذشتگان و فريادرس بازماندگانى . حضرت به جانب او نظر كرد و فرمود : اى خواهر نگران مباش كه شيطان حلم تو را نربايد و اشك در چشم‌هاى مباركش بگشت و به اين مثل تمثّل جست : لَو تَرَك القَطا لَنامَ ؛ يعنى : اگر صيّاد ، مرغ قطا را به حال خود گذاشتى ، آن حيوان در آشيانه خود ، شاد بخفتى . زينب گفت : يا ويلتاه : آيا به ستم جان شريفت گرفته خواهد شد ؟ پس اين مطلب بيشتر دل مرا مجروح خواهد كرد و غصّهء آن بر من سخت‌تر اثر خواهد نمود . پس

--> ( 1 ) . رك : الإرشاد ، ج 2 ، ص 91 - 94 .